تبلیغات
مدل های لباس و عکس دختران خشگل - استاد جوان
" >
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

یکی از رفقا که مدت زیادی نیست که به سمت استادی یکی از دانشگاههای تهران شده نقل میکرد که ...: سر یکی از کلاس هام توی دانشگاه، یه دختری بود که دو، سه جلسه اول،ده دقیقه مونده بود کلاس تموم بشه، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت: استاد! خسته نباشید!!!
البته منم به شیوه همه استادهای دیگه به درس دادن ادامه میدادم و عین خیالم نبود!
یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش! به محض این که دستش رفت سمت کوله، گفتم:خانوم!!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده!!!!! همه کلاس منفجر شد از خنده نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد!!!!
هیچ وقت هم دیگه با اون کوله ندیدمش توی دانشگاه!!!
نتیجه اخلاقی: حواستون جمع استادای جوون دانشگاه باشه


http://up8.iranblog.com/images/80093184833395916506.jpg




:: مرتبط با: داستان های زیبا ,
ن : نگار ف
ت : دوشنبه 24 بهمن 1390